شب چهارم فاطمیه دوم

- مدیر سامانه
- 22 آذر 1402
روضه | در شهر اگر هیچکسی را غم دین نیست…
نامشخص
روضه | من از بهر علی گریان، علی از بهر من گریان
نامشخص
روضه | دیگه این روزای آخر خود مولا پرستارش بود
نامشخص
زمینه | تو لیله قدر؟! آری! سرنوشتی
نامشخص
زمینه | زخم پهلو به کنار؛ زخم بازو به کنار
نامشخص
شور | در تب نام فاطمه اشک شدم آه تو را
نامشخص
واحد | واعصفا، واعجبا، کجاست قبر مادرم؟!
نامشخص
واحد | گرفته زانوی غم در بغل این روزها زهرا
نامشخص
واحد | ها علیٌّ بَشَرٌ کَیْفَ بَشَر
نامشخص
تک | بین در و دیوار دیباچه درد است
نامشخص
تک | خوشا دردی که درمانش تو باشی
نامشخص
شور | هوای تو به سر دارم
نامشخص
شور | باز این چه شورش است در بازوی علیست؟!
نامشخص
شور | آدم اگه از محبوبش یه یادگاری داشته باشه…
نامشخص
سخنرانی
نامشخص روضه | در شهر اگر هیچ کسی را...
نامشخص روضه | من از بهر علی گریان علی...
نامشخص روضه
نامشخص زمینه | تو لیله ی قدر آری...
نامشخص زمینه | زخم پهلو به کنار زخم...
نامشخص شور | در تب نام فاطمه اشک...
نامشخص واحد | وا عصفا وا عجبا کجاست قبر مادرم...
نامشخص واحد | گرفته زانوی غم در بغل...
نامشخص واحد | ها علی بشر کیف بشر...
نامشخص تک | بین در و دیوار دیباچه ی دردم...
نامشخص تک | خوشا دردی که درمانش تو باشی...
نامشخص شور | هوای تو به سر دارم هوای...
نامشخص شور | باز این چه شورش است که در زانوی علی...
نامشخص شور | تویی اون نوری که خاموش نمیشه...
نامشخص شور | آدم اگه از محبوبش یه یادگاری...
نامشخص